يك خواب رؤيايي

يك خواب رؤيايي

 

 

در روياهايم ديدم كه با خدا گفت و گو مي كنم.

خدا پرسيد : پس تو مي خواهي با من گفت و گو كني؟

من در پاسخش گفتم اگر وقت داريد.

خدا خنديد : وقت من بي نهايت است...

در ذهنت چيست كه مي خواهي

از من بپرسي؟

پرسيدم : چه چيز بشر، شما  را سخت متعجب مي سازد؟

خدا پاسخ داد : كودكي شان.

اينكه آنها از كودكي شان خسته مي شوند.

و بعد دوباره پس از مدت ها، آرزو مي كنند كه كودك باشند.

... اينكه آنها سلامتي خود را از دست مي دهند تا پول بدست آورند.

و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را بدست آورند.

اينكه با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش مي كنند.

و بنابراين نه در حال زندگي مي كنند و نه در آينده اينكه آنها به گونه‌ای زندگي مي‌‌کنند كه گويي هرگز نمي‌‌ميرند، و به گونه‌ای مي‌‌‌ميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده اند.

دست هاي خدا دستانم را گرفت، براي مدتي سكوت كرديم و من دوباره پرسيدم :

«به عنوان يك پدر» مي خواهي كدام درس هاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟

او گفت : بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان باشد،

همه كاري كه آنها مي توانند بكنند اين است كه اجازه دهند كه خودشان دوست داشته باشند.

بياموزند كه درست نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند،

بياموزند كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب آنان كه دوستشان دارند، ايجاد كنند.

اما سال ها طول مي كشد تا آن زخم ها را التيام بخشند.

بياموزند ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد، كسي است كه به كمترين ها نياز دارد.

بياموزند كه آدم هايي هستند كه آنها را دوست دارند، فقط نمي دانند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند.

بياموزند كه دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند، و آن را متفاوت ببينند.

بياموزند كه كافي نيست فقط آنها ديگران را ببخشند، بلكه آنها بايد خود را نيز ببخشند.

من با خضوع گفتم :

از شما بخاطر اين گفت و گو متشكرم.

آيا چيز ديگري هست كه دوست داري فرزندانتان بدانند؟

خداوند لبخند زد و گفت :

فقط اينكه بدانند من اينجا هستم،   

هميشه.

مشاهیر آمار

مشاهير آمار

 

چپیشف

 

ماه مه ۱۸۲۱ در «اکتاوو»٬ روستایی کوچک در روسیه غربی در غرب مسکو متولد شد. هنگام تولد او پدرش از ارتش بازنشسته شده بود٬ اما اخیرا در زندگی نظامی اش بعنوان افسر مقابل نیروهای متجاوز ناپلئون جنگیده بود. چبیشف در خانواده ای کوچک که جزئی از خانواده ای بزرگ با تاریخچه ای جالب توجه بود، به دنیا آمد.والدینش ۹ فرزند داشتند که برخی از آنها شغل پدرشان را پیش گرفتند.

تحصیلات ابتدایی او در خانه شکل گرفت. وی در منزل توانایی های اولیه خواندن٬ زبان فرانسه و حساب را یاد گرفت. بعدها زبان فرانسه برای او بسیار سودمند بود چون توانست با تکیه بر آن فرانسه را از نزدیک ببیند و ریاضیات پیچیده را به فرانسوی در همانجا بخواند. همین طور زبان فرانسوی بین ریاضیدانان پیشرو اروپایی زبان ارتباطی مؤثری بود.

در سال ۱۸۳۲ وقتی یازده ساله بود٬ خانواده اش به مسکو رفتند. در آنجا او درس خواندن را در خانه ادامه داد ولی در آن زمان توسط پی.ان.پاگورلسکی (کسی که به بهترین مدارس ابتدایی آموزش ریاضیات در مسکو رسیدگی می کرد) در ریاضیات آموزش داده می شد.

پاگورلسکی نویسنده بعضی از مشهورترین کتب درسی ریاضی مدارس ابتدایی در آن زمان بود و به طور قطع ریاضیات را به دانش آموزان القا می کرد و به آنها آموزش قوی ای از ریاضیات می داد. بنابراین٬ چبیشف خیلی خوب برای درس خواندن در علوم ریاضیات آماده شد. وقتی که در سال ۱۸۳۷ به دانشگاه مسکو (این دانشگاه در سال ۱۷۵۵تأسیس شد) رفت. در دانشگاه مسکو کسی که تأثیر زیادی بر چبیشف گذاشت «نیکولای مترویوچ برشمن» پروفسور ریاضیات کاربردی در دانشگاه مسکو از سال ۱۸۳۴ بود.

چبیشف همیشه به تأثیر بزرگ برشمن بر خود هنگام تحصیل در دانشگاه اعتراف می کرد و او را مهمترین عامل در رسیدن به نتایج تحقیقاتش عنوان می کرد.

دپارتمان فیزیک و ریاضی در دانشگاه او در سال تحصیلی 41-1840 یک مسابقه برگزار کرد و چبیشف در مقاله ای Y=f(x) را با استفاده از بسط سری ها برای توابع معکوس پذیر حل کرد ولی مقاله او در آن زمان تنها جایزه دوم را به خود اختصاص داد و در سال ۱۹۵۰ منتشر شد.

چبیشف در سال ۱۸۴۱ فارغ التحصیل شد و تحصیلات خود را در فوق لیسانس تحت حمایت استاد محبوبش «برشمن» ادامه داد.

اولین مقاله ي او به زبان فرانسه٬ در رابطه با انتگرالهای چندگانه٬ در سال۱۸۴۳ درمجله "liouvill" منتشر شد. دومین مقاله ي او نیز به زبان فرانسه بود و این بار در سال ۱۸۴۴ در مجله "crelle" به چاپ رسید. این مقاله در رابطه با همگرایی سری تی لور بود.

در تابستان ۱۸۴۶ چبیشف در حال رسیدگی به رساله ي دکترای خود بود و در همان سال مقاله ای در مجله crelle بر پایه رساله ي خود منتشر کرد. رساله ي او در زمینه ي تئوری احتمال بود و در آن نتایج حاصل از تئوری احتمال را توسعه داد ولی با روشی ابتدایی. ناگفته نماند که رساله چبیشف تا پس از مرگ او به چاپ نرسید ولی او مقاله ای در رابطه با نتایج آن را در سال ۱۸۵۳ به چاپ رساند.

او همچنین در زمینه تئوری اعداد نیز مقالاتی به چاپ رسانده است. از جمله کارهای ناتمام او نزدیک شدن به اثبات قضیه اعداد اول است. اثبات اینکه اگر P(n) تعداد اعداد اول کوچکتر یا مساوی n باشد در این صورت حد P(n)logn/n وقتی n به سمت بی نهایت میل می کند برابر ۱ خواهد بود. او نمی توانست ثابت کند که این حد برابر یک است در حالیکه این حد وجود دارد. اثبات این قضیه ۲ سال بعد از مرگ او مستقلآ توسط Lهدمرد» و "de la Vallee" ارائه شد.

چبیشف تئوری احتمال را بیان کرد. در سال ۱۸۶۷ او مقاله ای در رابطه با مقدار میانی را که در آن از نابرابری Bienayme استفاده شده بود چاپ کرد. یکی از نتایج این کار او نابرابری ایست که امروزه به آن نابرابری چبیشف-بینیم گفته می شود. ۲۰ سال بعد چبیشف دو قضیه در رابطه با احتمال را منتشر کرد٬ یکی اساس بکاربردن تئوری احتمال در داده های آماری و دیگری عمومی کردن قضیه حد مرکزی دوموآور-لاپلاس.

و اما زندگی خصوصی او٬ او هرگز ازدواج نکرد و تنها در یک خانه بزرگ با ده اتاق زندگی می کرد و از نظر مالی بی نیاز بود. و سر انجام در ۸ دسامبر ۱۸۹۴ در سنت پترزبورگ در روسیه در گذشت.

پديده اي به نام فرار مغزها

آمار و ارقامي وحشتناك

 

آمار و ارقام مهاجرت مغزها

 

 

3 ميليون مهاجر ايراني به ترتيب 1/2 ميليون نفر در آمريكا، 200 هزار نفر در كانادا، 180 هزار نفر در انگليس، 110 هزار نفر در آلمان، 100 هزار نفر در فرانسه، 90 هزار نفر در سوئد، 70 هزار نفر در استراليا،  100 هزار نفر در فرانسه، 90 هزار نفر در سوئد، 70 هزار نفر در استراليا، 30 هزار نفر در هر كدام از كشورهاي تركيه، اتريش و ايتاليا، 10 هزار نفر در يونان، 5 هزار نفر در هر كدام از كشورهاي بلژيك، نروژ و اسپانيا و بقيه در كشورهاي همساية ايران و يا در كشورهاي ديگر ساكن اند.

به گفتة دكتر احمد آقازاده، عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي، 72 درصد برگزيدگان ايراني المپيادها جذب دانشگاه هاي آمريكا شده اند، به طوري كه در سال 1380، 90 نفر از 125 نفر برگزيدگان المپيــــاد هاي دانش آموزي و دانشجوئي ايران به آمريكا رفتند.

همچنين 80 درصد از نفرات اول كنكور دانشگاهها و نفرات اول تا سوم المپيادهاي ايراني (در ده سال گذشته) از كشور مهاجرت كرده اند و از تعداد 175 نفر كه مدال هاي گوناگون دريافت كرده اند، اكثر آنها در كشور نيستند. صندوق بين المللي پول، ايران را جزء كشورهايي كه بيشترين فرار مغزها را به خود اختصاص داده مي داند. و به همين خاطر تاوان سنگيني پرداخته ايم. براي نمونه در سال 1378، به طور متوسط روزانه 15 كارشناس ارشد و 2 تا 3 پزشك از كشور خارج شدند كه كلاً 40 ميليارد از اين بابت خسارت ديديم، كه اين رقم حدود 2 برابر صادرات نفتي و غيرنفتي سالا نة كشور است.

صندوق بين المللي پول، ايراني هاي مهاجر به آمريكا را در سال 1990 حدود 150 هزار و 906 نفر دانسته كه از اين تعداد، 105 هزار و 526 نفر از آنان داراي تحصيلات بالاتر از فوق ديپلم بوده اند و نزديك به 15 درصد آنها از تحصيلات عالي در مقطع دكتري برخوردار بوده، كه در بين كشور هاي آسيايي، از اين لحاظ بالاترين ميزان را به خود اختصاص داده است. به طور كلي، كشور ايران جزء چند كشور مهاجر فرستي است كه در بين مهاجران آن بيشترين افراد تحصيلكرده وجود داشته است. تأسف بارتر اينـكه، حدود 40 درصـــد بورسيه هاي تحصيلي كه توسط دولت به خارج اعزام مي شوند، به ايران باز نمي گردند. مسلماً مهاجرت اينگونه افراد به خارج تأثيرات جدي و جبران ناپذيري بر روي پيشرفت مملكت و صادرات كالا ها گذاشته است.

آمار مهاجران ايراني حدود 12 درصد از كل مهاجران جهان است، به طوري كه طبق آمار رسمي حدود 120 ميليون نفر و طبق آمار غيررسمي حدود 250 ميليون نفر مهاجر در جهان وجود دارد. جالب توجه اينكه كليه اين مهاجرت ها از كشورهاي جنوب به شمال نيست، بلكه از اروپـا و كانادا نيز به آمريكا مهاجرت مي كنند. چندي قبل، خبرگزاري آناتولي تركيه، آمار وحشتناكي را گزارش كرد كه بسيار هشدار دهنده است. اين خبرگزاري گزارش داد كه طي 11 ماه اول سال 2001 دقيقاً تعداد 4735 نفر از دفتر كميسارياي عالي امور پناهندگان سازمان ملل در تركيه، تقاضاي پناهندگي به كشورهاي مختلف كرده اند كه از اين تعداد 3185 نفر از ايران، 922 نفر از عراق، 203 نفر از افغانستان، 39 نفر از چين و 186 نفر از ساير كشورها بوده اند. اخيراً كشورهاي عضو اتحادية اروپا پيش بيني كرده اند كه تا سال 2020 نيازمند 80 ميليون نفر نيروي كار متخصص هستند، لذا طبيعي است كه هرسال در حدود 4 ميليون نفر نخبه را به خود جذب كنند.

طبق سرشماري سال 1990 آمريكا، بيش از 15درصد ايرانيان داراي تحصيلات دانشگاهي كه از دانشگاه ‌هاي غير از آمريكا فارغ‌التحصيل شده بودند، به آمريكا مهاجرت كرده‌اند. همين منبع مي‌افزايد 25 درصد ايرانيان داراي تحصيلات عالي به ساير كشورهاي عضو سازمان همكاري اقتصادي و توسعه (OECD) مهاجرت كرده‌اند. بر اساس آمار سازمان ملل در سال 1993، حدود 240 هزار ايراني داراي تحصيلات عالي در آمريكا زندگي مي‌كردند كه از اين تعداد 1862 نفر عضو هيأت‌ علمي تمام وقت و حدود 3200  نفر نيمه ‌وقت‌ اند. اكثر اعضاي هيأت ‌علمي تمام‌وقت رتبة علمي دانشيار و استاد دارند.  جالب اينجاست كه بدانيم تعداد اعضاي هيأت ‌علمي تمام‌وقت در كل مراكز آموزش عالي ايران (با رتبه دانشيار و استاد) در سال 76ـ1375 حدود 1900 نفر بود.

طبق آمار سازمان صندوق جهاني پول از هر 4 ايراني با تحصيلات بالاي دانشگاهي، يك نفر در خارج از ايران به كار مشغول است. بايد توجه داشت در حالي كه طبق آمار سال 2001 سازمان ملل متحد، ايران از مهاجرت نخبگان علمي 38 ميليارد دلار خسارت ديده است، ايالات متحده، سالانه 7 ميليارد دلار و انگلستان 2 ميليارد دلار سود مي‌برند.

براساس بررسي هاي مرکز پژوهش هاي علم و تکنولوژي در دهة گذشته، متخصصان حوزه تحقيق و پژوهش علمي که از کشور هاي در حال توسعه مهاجرت کرد ه اند و در حال حاضر در کشورهاي صنعتي مشغول به کارند، رقمي معادل يک سوم متخصصان و پژوهشگران علمي و صنعتي کشورهاي در حال توسعه هستند. به همين دليل بهره وري بخش تحقيق و توسعه در آمريکا، اتحادية اروپا و ژاپن در زمينة نشر، 4/5 برابر و در تعداد اختراعات ثبت شده 10 برابر کشورهاي در حال توسعه است.

به گزارش خبرگزاري فارس، در سال 1383، درآمد نفت 12 ميليارد دلار بود. 46 درصد از مهاجران ايراني ليسانس و بالاتر هستند كه ميانگين درآمد اين دسته از مهاجران ايراني در آمريكا 55 هزار دلار است. اين در حالي است كه ميانگين درآمد براي يك آمريكا‌يي 35 هزار دلار است. در سال 1383، 150 هزار مهندس و پزشك ايراني به آمريكا مهاجرت كردند.

بر اساس گزارش و آمار صندوق بين المللي پول سالانه بيش از 150 هزار نفر تحصيل کرده از ايران خارج مي شوند. طي سال 1379 روزانه به طور متوسط 15 نفر با درجة کارشناسي ارشد و 2/3 نفر با درجة دکترا جلاي وطن کرده اند. در سال  1378، 5475  کارشناس ايران را ترک کرده اند. همچنين در 6 ماهه اول  سال 1378، 1664 نفر از افراد داراي  تحصيلات علوم پزشکي  براي خروج از کشور اقدام کردند. از مجموع 4300  نفر دانشجو که براي ادامه تحصيل در سالهاي  1364 تا 1372 به خارج از کشور رفته اند 12 درصد هنوز به کشور باز نگشته اند. همين طور از سال 1369 تا  1377، تعداد 151 نفر عضو هيأت علمي دانشگاه هاي کشور از کشور خارج شده و باز نگشته اند. تعداد کل اساتيد دانشگاه هاي ايران 1500 نفر است در حالي که ايرانياني که در خارج کشور صاحب کرسي اند" با درجه پروفسوري" 400 نفراست. 92 درصد  دارندگان مدال المپياد هاي جهاني طي دو دهة اخير به خارج از کشور رفته اند. 155 هزار نفر ايراني با تحصيل ممتاز به آمريکا مهاجرت کرده اند. صرفه جويي آمريکا در هزينه هاي آموزشي از اين بابت 10/5 ميليارد دلار بوده است. در حالي که ايران از بابت مهاجرت مغز ها 38 ميليارد دلار متضرر شده است. آمارهاي ارائه شده در ذهن ما اين سؤال را ايجاد کرده است که چه عواملي در بروز  اين آسيب اجتماعي دخالت داشته است؟ عدم توجه مسئولين وقت و عدم قائل شدن ارزش کافي و لازم براي علم و جامعة علمي کشور، درگير بودن ذهني آنها به مسائل مقتضي زمان از جمله جنگ و سازندگي آنها را از توجه به آيندة کشور و رشد علمي صنعتي کشور باز داشت تا اينکه در چند سال اخير به دليل تحولاتي که بوجود آمده است؛ وجود سازمان ها از قبيل سازمان ملي جوانان، بر سرکار آمدن وزيران و نمايندگان از طبقة دانشگاهي و علمي کشور اين زنگ خطر را براي کساني که چشم و گوش خود را بر روي بعضي مسائل بسته بودند به صدا درآورد. 

 

علل و عوامل فرار و مهاجرت مغزها از ايران

 

 

در رابطه با فرار مغزها علي طايفي جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعي معتقد است: تحقيقي در سال 80 انجام داديم و نتايج آن را در هيأت دولت هم مطرح کرديم ولي متأسفانه پديدة فرار مغزها جزو پديده هاي مورد غفلت قرار گرفته است. وي مي گويد امروز سرماية انساني در کشور ما از ابزارهاي مهم توسعه است و توسعه معطوف به حفظ سرماية انساني است. سرماية انساني، نيروي متخصص و ماهر هم ابزار هستند و هم هدف توسعه. وي افزود در مورد فرار مغزها پژوهشي روي متخصصاني که عازم خارج بودند، انجام داديم و از نتايج به دست آمده به وجود سه عامل اصلي در اين زمينه پي برديم. پارامتر اجتماعي که در آن فاکتورهاي امنيت اجتماعي و تخصصي مطرح است.

علي طايفي در خصوص دومين عاملي که باعث فرار مغزها مي شود بحث علمي و آموزش را مورد اشاره قرار داده و در مورد سومين دليل، عوامل اقتصادي را مطرح کرده و آن را در خروج متخصصان مؤثر مي داند. او مي گويد در حوزة علمي فقدان نهاد هاي پژوهشي لازم براي بهره گيري از خدمات افراد متخصص به چشم مي خورد. در دنياي خارج بيش از 3/5 درصد توليد ناخالص ملي صرف تحقيقات مي شود و اين فرصت مناسبي است که هم از نظر علايق و هم از نظر ذهني فرد به کار بپردازد و هم به نيازهاي معيشتي خود پاسخ دهد. ولي در کشور ما اعتبارات پژوهشي 3 دهم درصد از توليد ناخالص ملي است. در چنين فضايي طبيعي است که فرصت و منزلت شغلي نخبگان، دانشجويان، پژوهشگران و اصحاب علم آسيب پذير باشد. بر اساس سرشماري سال 2000 در آمريکا وجود ايرانيان متخصص در دنيا که 3 الي 4 ميليون نفر هستند نشان مي دهد ايرانيان مهاجر در آمريکا جزو بهترين کارآفرينان مهاجر محسوب مي شوند. درآمد ايرانيان مهاجر در آمريکا بيشتر از درآمد متوسط آمريکايي هاي بومي است. نسبت تحصيلات ايرانيان مهاجر به بوميان و مردم آمريکا بالاتر است. ايرانيان مهاجر در کليدي ترين مشاغل علمي، سياسي، نظامي، تکنولوژي، اقتصادي و تجاري فعاليت دارند. از مجموع صد هزار ايراني در آلمان در سالهاي گذشته 2000 جلد کتاب منتشر شده در حالي که از بين 2 ميليون ترک مهاجر تنها 100 جلد کتاب منتشر شده است. اين نشان از پتانسيل هاي ارزندة يک سرماية ملي است.

در حال حاضر بيش از ۱۵۰ هزار نفر مهندس و پزشك ايرانى در آمريكا زندگى مى كنند و تمام ورودى هاى با رتبة دو رقمى كنكور سراسرى دانشگاه هاى كشور، هرسال از بهترين دانشگاه هاى جهان دعوتنامه دريافت مى كنند و قريب نود نفر از ۱۳۵ دانش آموزى كه در چند سال اخير در المپيادهاى علمى صاحب مقام شده اند در يكى از بهترين دانشگاه هاى آمريكا به تحصيل مشغول هستند.

 

رتبة‌جهاني ايران از نظر فرار مغزها

 

 

فرار مغز ها از ايران سابقه اي بيش از 40 سال دارد و به دوران پيش از انقلاب باز مي گردد. اما اکنون ميزان فرار مغزها از ايران به جايي رسيده است که ايران را جزو سه کشور داراي بالا ترين ميزان فرار مغز ها در جهان مي دانند. از هر 125 دانش آموز المپيادي  ايران 90 نفر در دانشگاه هاي آمريکا تحصيل مي کنند. از هر 96 دانشجوي اعزامي به خارج، تنها 30 نفر به ايران باز مي گردند. حدود 2 ميليون و 500 هزار ايراني در خارج از کشور زندگي مي کنند که 60 درصد آنها مقيم آمريکا هستند. اين آمار ايران را در رديف پانزدهمين كشور مهاجر فرست جهان قرار مي دهد. همچنين 2000 نفر از استادان دانشگاه در امريکا ايراني هستند و 5 هزار ايراني در آمريکا مدرک دکترا دارند. بر اساس آمار ها با سواد ترين اقليت ها در جامعة آمريکا ايرانيانند.

صندوق بین المللی مهاجرت با اعلام آماری، ایران را در رتبة نخست فرار مغزها در میان تمامی کشورهای جهان معرفی کرد. به نقل از «مرکز بین المللی وضعیت مهاجرت در جهان» ، هر سال 150 تا 180 هزار ايراني با تحصيلات دانشگاهي از ايران خارج مي‌شوند و به اين ترتيب این کشور همراه 3 كشور كره جنوبي، فيليپين و چين تايپه در رديف نخستين كشورهاي دنيا از نظر فرار مغزها قرار گرفته است. بر اساس يك گزارش صندوق بين الملل دربارة وضعيت مهاجرت افراد تحصيلكرده از كشورهاي در حال توسعه، به خاطر فرار مغزها هر ساله معادل 11 ميليارد دلار سرماية انساني از ايران خارج مي شود و از اين نظر در رديف نخستين كشور دنيا قرار دارد. در اين گزارش مهمترين عوامل فرار مغزها در ایران، نبود شرايط مساعد اجتماعي براي جوانان و بيكاري عنوان شده است. بر اساس اين گزارش بيش از 15 درصد سرمايه ‌ها و مغزهای انساني ايران به آمريكا و 25 درصد به كشورهاي عضو سازمان توسعه و همكاري اقتصادي اروپا مهاجرت مي‏كنند.

اميدواريم روزي را ببينيم كه ايران ما به جاي فرار مغزها ورود مغزها داشته باشد

 

دهكده جهاني از دريچه آمار

دنياي كوچك ما از نگاه آمار

 

طبق آمارهاي به دست آمده اگر فقط 100 نفر در جهان زندگي مي كردند يعني اگر مي توانستيم طبيعت جهان را به اندازه يك دهكده 100 نفري فشرده كنيم به طوري كه تمام نژادهاي بشر به همان نسبت باقي بمانند نتايج زير به دست مي آيند :

از اين 100 نفر : 57 نفر آسيايي، 21 نفر اروپايي، 14 نفر از دنيايي غرب و 8 نفر آفريقايي اند.

از اين 100 نفر 52 نفر زن و 48 نفر مرد هستند. 70 نفر از نژاد غير سفيد و تنها 30 نفر سفيد پوستند.

6 نفر صاحب 59 درصد ثروت جهان بوده كه هر 6 نفر اهل آمريكا هستند.

80 نفر در خانه هاي زير استاندارد زندگي مي كنند.

70 نفر قادر به خواندن نخواهند بود.

50نفر از فقر و سوء تغذيه رنج مي برند.

1 نفر در آستانه مرگ مي باشد.

1 نفر تحصيلات دانشگاهي خواهد داشت و تنها يك نفر صاحب كامپيوتر است.

 

 

جالب بود نه؟!

به اين ميگن شگفتي آمار

في الاحوالات دانشجوي الآماريه

نقل قولي از بچه هاي 84

 

و اما در اينجا ميخواهم يه متن طنز كه بچه هاي 84 در شماره دوم نشريه برازش به چاپ رساندند را قرار بدهم. مي دانم كه تكراري است اما براي ما بچه هاي 85 به دليل مناسبتش هنوز تازگي دارد. پس خواهشا خرده نگيريد و از خواندنش لذت ببريد :

 

في الاحوالات الدانشجويي الآماريه

 

شيخ ... اديب نام آور قرن بيستم بود كه از همان دوران طفوليت علاقه فراواني به شعر و موسيقي داشت. به همين دليل وارد دانشكده علوم پايه دانشگاه لرستان شد و آنجا همچون دوران دبستانش مشغول سركردن با يك ميرزا(1) گشت. از آثار او مي توان به كتاب في التفسير باتاجاريا، عبارات و مبارات و احتمالات مصيبت نامه اشاره كرد. به سبب زيبايي مصيبت نامه، سالها پيش سعدي گلستان را به تقليد از آن نگاشت. آنچه مي خوانيد گوشه هايي است از مصيبت نامه باب احوالات دانشجويي :

عجبا ترم را كه آمدنش موجب وحشت است و به سر بردنش مزيد زحمت. در هر ترمي كه مي آيد يادگيري نرم افزار(2) خيال است و تك استادي اخذ حال. پس در هر ترم دو مصيبت است و به هر صد تا(3) رنجي واجب.

جان از جملگي برآيد

استاد جديدي از در آيد

انما الدوره الآزاديان يريدون دانشگاه كلها

ميرزا همان به كه به دستان خويش نمره به روي نمودار آورد

ورنه كه يك برگه دانشجويي خود نتوان كه سه چهار آورد

تك استاد با صفا در طول ترم خط و نشان كشيده و آخر ترم حساب همه را رسيده. با اين همه پرده حيثيت به تقلب گيري ندرد و روحيه دانشجو به نداشتن كارشناسي(4) تضعيف نكند. مدير گروه دانشجو را گفته كه دانشجو براي خود استادي پيدا كند و بعد او را از فيض «سلام برسان» محروم نكند. دانشجو به خجالتش از اتاق بيرون رفته و وقتش را در تابستان به يافتن استاد كشته...

 

1. ميرزا : آميرزا، از محتواي متن افرادي شبيه اساتيد امروزي برداشت مي شود.

2. منظور از نرم افزار SPSS است.

3. هر مصيبت از 50 قسمت تشكيل شده.

4. منظور كارداني به كارشناسي است.

معرفي سايت مركز آمار ژاپن

 

معرفی سایت مرکز آمار ژاپن

 

سایت مرکز آمار ژاپن یکی از توسعه یافته ترین سایت های مراکز آمار کشورهای دنیا است. این سایت مرکز مناسبی برای تحقیق و پژوهش در هر رشته ای که با داده ها و اطلاعات سر و کار داشته باشند می باشد. همچنین الگوی مناسبی برای سیستم آماری ایران است. این سایت آمار و اطلاعات را به طور طبقه بندی شده و قابل فهم ارائه می دهد.

در سایت مرکز آمار ژاپن هر داده و اطلاعاتی را در مورد این کشور می توانید پیدا کنید. از سرشماری ها گرفته تا آمارهای مربوط به خانه و زمین و آمارهای مختلف در زمینه کار و انرژی، و همچنین خبرهای جدید مربوط به آن مرکز در سایت مرکز آمار ژاپن وجود دارد.

در این سایت آمار های جدید کشور ژاپن در سه دسته طبقه بندی شده است و در قالب اکسل (Excel) به خوانندگان ارایه شده است :

سالنامه آماری ژاپن

ماهنامه آماری ژاپن

کتاب جیبی آماری ژاپن

این سایت شامل 5 قسمت اصلی است :

1.     آمار                                              Statistics

2.     آخرین شاخص ها Latest indicators                   

3.     سیستم آماری Statistical System                     

4.     اطلاعات                                     Information

5.     مطالب جدید What's New                              

 

در قسمت Statistics این سایت آمارهای مختلف کشور ژاپن را می بینیم ازجمله : سرشماری جمعیت، نیروی کار، قیمت خرده فروشی در مناطق مختلف ژاپن، شاخص قیمت مصرف کننده یا  Consumer Price Index ، بررسی قیمت ها در سطح ملی، خانه و زمین، درآمد و هزینه خانواده، اقتصاد خانواده، درآمد و هزینه خانواده در سطح ملی، فعالیت ها در زمان کار و استراحت، شبکه آماری، نقشه های آماری ژاپن، سالنامه آماری ژاپن، ماهنامه آماری ژاپن، کتاب جیبی آماری ژاپن و آمارهای تاریخی ژاپن. جالب اینجاست که تمام این آمارها در قالب اکسل و کامل وجود دارد، که اگر نگاهی به سایت مرکز آمار ایران بیاندازیم، این آمارها بصورت خلاصه وجود دارند و یا اصلا وجود ندارند و تنها آدرسی برای خرید کتاب آنها تعبیه شده است.

در بخش Latest indicators یا جدیدترین شاخصها برخی شاخصهای اقتصادی را می خوانیم از قبیل : Consumer Price Index یا شاخص قیمت مصرف کننده که مربوط به دو ماه قبل می باشد در صورتی که در سایت بانک مرکزی ایران آمار مربوط به 6 ماه قبل وجود دارد، علاوه بر این درصد بیکاری و  هزینه زندگی یا  Living expenditure را می خوانیم.

در بخش سیستم آماری یا  Statistical System می خوانیم : سیستم آماری ژاپن، راهنمای آمار رسمی ژاپن، طبقه بندی استانداردهای اماری.

بخش Information یا اطلاعات : این بخش شامل توضیحاتی در مورد مرکز آمار ژاپن و فعالیت های بین المللی و همچنین خبرنامه این مرکز است.

بخش پنجم What's New نام دارد که مطالب به روز و جدید چهار بخش دیگر در این قسمت جمع شده اند.

 

منبع

وبلاگ پژوهشهاي آماري

 

مناجات

الهي !

 

 

 

الهي! بزرگتر از آني كه بخواهي مشكلات را در برابرم بزرگ جلوه دهي.

الهی! بخشنده تر از آنی که بخواهی وقتی با چشمان گریان نگاهت میکنم به خطاهایم بنگری.

الهي! گويا تر از آني كه بخواهي فقط در قالب كلمات سخن بگويي.

الهي! صبور تر از آني كه بخواهي در فرجام اعمالم تعجيل كني.

الهي! نزديكتر از آني كه بخواهي براي يافتنت مرا سرگردان غربت كني.

الهي! مهربانتر از آني كه بخواهي وقتي با جامه اي آلوده به سويت ميدوم مرا در آغوش نگيري.

الهي! زيبا تر از آني كه با نماياندن زشتيهايم برتري خود را ثابت كني!

الهي! بي نياز از آني كه بخواهي رحمتت را از من دريغ كني!

الهي! ساده تر از آني كه بخواهي در ساده ترين جزء هستي يافت نشوي.

پس الهي تو را به بزرگيت، بخشندگيت، گويايي ات، صبوري ات، نزديكيت، مهربانيت، زيبايي ات، بي نيازي ات و سادگي ات

اجابت كن نيازهايم را كه شنواتر از آني كه بخواهم آن را بر زبان آورم.

افتتاحیه

حرف اول

 

گفتیم بیاییم و خبر ورودمان را به این صفحه تازه تأسیس در بوق و كرنا كنیم و ضمن لبخند در مقابل فلاش های پی درپی دوربین نمایندگان رسانه های خبری جهان، به "روزنامه نگاری سفید" و كار در حوزه موضوعاتی كه فارغ از هرگونه دغدغه ای، تنها خواندنی اند و بس بپردازیم، دیدیم به لحاظ قد و وزن و سابقه و ...، امكان دارد زیر پای رفقا به كمترین میزان ضخامتمان در طول تاریخ در بیاییم. پس ترجیح دادیم كه بی هیچ توضیحی و به شیوه رفقای وبلاگ نويس خود در دنیای صفر و یك، بصورت خیلی اتفاقی روی سر مبارك مخاطبان خراب شویم.

با این توضیح مختصر كه آن را به عنوان نقل و نبات مراسم تولد صفحه حاضر خواهید پذیرفت، به اطلاعتان می رسانیم كه ما از آن دسته نویسندگان بي جنبه ای هستیم كه وقتی یك كار حتی كوچك انجام می دهیم، در بازتاب دادن آن به كمتر از قیاس با لطفی كه مرحوم كریستف كلمب در حق تاریخ كرد رضایت نمی دهیم.

افتتاح وبلاگ دانشجويان آمار دانشگاه لرستان را با وجود اينكه آخرين نسل از دانشجويان آمار اين دانشگاه هستيم به فال نيك گرفته خداوند منان را شاكريم كه با وجود همه كاستيها و نااميدي ها ولي همچنان همت و فعاليت اين عزيزان و بخصوص اعضاي شوراي مركزي انجمن علمي دانشجويي آمار دانشگاه را نظاره گر هستيم. اين ترم (ترم آخر كارداني آمار) را در حالي شروع مي كنيم كه ترم قبل استادان ارجمند در كمال قاطعيت دهن همه ما را سرويس نمودند. البته نبايد انصاف را زير پا گذاشت و بايد اعتراف كنم كه در به دست آمدن اين چنين كارنامه هاي شاهكاري خودمان هم كم تقصير نداشتيم. ولي از آنجا كه ما عادت داريم كه هميشه مشكلات را بزرگتر و بيشتر از امكانات جلوه دهيم، پس بنا به عادت ياد شده بي مناسبت نيست كه برخي از اين مشكلات را بيان كنيم. خدا را چه ديدي شايد تقي به توقي خورد و اين حرفها به يك گوش شنوا (بلا نسبت گوش مسئولين دانشگاه) رسيد و اين وسط ما هم به نوايي (كه مطمئنا همان تنبيه و لج كردنهاي بي خودي است) رسيديم.

اين ترم به خاطر نداشتن دانشجوي ورودي جديد و فارغ التحصيلي ورودي هاي قبلي در دانشگاه بسي تنها شديم و خيلي از مسئولين هم نهايت توجه را به خرج دادند و ما را با كارهايي مثل آماده شدن براي مقابله اي مجدد با غول بي شاخ و دم كنكور، آشنايي با روشهاي پاس كردن دروس تخصصي مثل معرفي به استاد و آموزش آزاد، در به در دويدن دنبال استاد براي جلوگيري از افتادن درس (چون اين دروس ديگه عمرا تو اين دانشگاه ارائه بشه) و ... مشغول كردند.

ترم گذشته خيلي كم پيش اومد كه روي بوردهاي دانشگاه يا در و ديوار اسمي حتي به حالت تمسخر از آمار ببينيم. انگار نه انگار كه رشته يا دانشجوي آماري در اين دانشگاه وجود داره. در چنين شرايطي گرفتن 18 واحد درس تخصصي و اين دم آخري هم مرخصي تشويقي به مناسبت افت فشار گاز باعث شد تا سختي امتحانات پايان ترم دوچندان شود و بتونيم با كمال سربلندي و افتخار همه امتحانات را گند بزنيم. (راستش رو بخوايد دور از جون همكلاسي ها حالم از اين گندي كه خودم بالا آوردم به هم ميخوره و همينجا ميخوام به خودم قول بدم كه ترم بعد حسابي از خجالت خودم دربيام).

يكي از همين استادهاي محترم با انصاف لطف كرد و رعايت مساوات را در برنامه كار خود قرار داد و از همون اول كلاس تا آخر به همه يك 10 طلايي داد تا هم كسي مشروط نشه هم نسل جديدي از دموكراسي را به نام «دموكراسي نمره اي» خلق كند. حالا ديگه اگر به فرض محال تو كنكور 87 هم كارشناسي آمار رو قبول بشيم خيلي از واحدها به خاطر بالا بودن نمرات (البته بلانسبت بالا) معادل سازي نميشوند و در عمل هيچ فرقي با متوليدن محترم شصت و ده نداريم. پس نتيجه مي گيريم كه همون كارشناسي ناپيوسته غير انتفاعي نجف آباد رو عشقه.

بگذريم سرتون رو درد نيارم كه حرف براي گفتن زياده ولي كو گوش شنوا.

 

اما دانشگاه لرستان :

 

 

اين دانشگاه از سه قسمت با عناوين علوم پايه، كشاورزي و دانشگاه بزرگ يا همان دانشگاه كمالوند تشكيل شده است كه رشته آمار اين دانشگاه در دانشكده علوم پايه واقع در مركز شهر خرم آباد به كار خود ادامه مي دهد. دانشكده علوم پايه در همسايگي قلعه باستاني فلك افلاك قرار دارد. اين دانشگاه هر چه هم كمبود امكانات داشته باشد ولي انصافا محيط زيبا و سرسبز آن در بين دانشگاه ههاي ديگر تك است و صميميت خاصي را در بين دانشجويان به وجود مي آورد.

آمار در اين دانشگاه در سطح كارداني ارائه مي شود و تا به حال سه بار در سالهاي 81، 84 و 85 اقدام به جذب دانشجو كرده است و بنا به نقل قول مسئولين آموزش دانشگاه قرار است كه سال آينده براي اولين بار اين رشته در سطح كارشناسي ارائه شود.

براي مشاهده سايت دانشگاه لرستان مي توانيد اینجا كليك كنيد.

و اما در پايان عكسي برفي از دانشكده علوم پايه دانشگاه لرستان در تاريخ 16/10/1386

 

 

(قیافه ها رو ول کنید و از منظره دانشگاه لذت ببرید!)

با دانش آمار بيشتر آشنا شويم!


دانش آمار

 

 

آمار چيست؟

آيا آمار همان شمردن است؟ آيا آمار رسم و ارائه ي نمودارهاست؟ آيا محاسبه ي ميانگين يا درصد بيكاري ويا محاسبه ي شاخص هاي ديگري است؟

بيشتر مردم با كلمه ي آمار، به مفهومي كه براي ثبت و نمايش اطلاعات عددي به كار مي رود، آشنا هستند : تعداد كاربران، قيمت روزانه ي سهام بورس، كارمزد حمل كالا به وسيله ي كشتي در 15 سال گذشته، جمعيت نواحي جنوب شهر تهران، تعداد افراد تلف شده در اثر شيوع يك بيماري يا مقدار مسافت طي شده در زمان معيني به وسيله ي برنده ي مسابقه ي دو.

اما واقعاً آمار چيست؟ تعاريف متعددي از آمار در متون آماري ديده مي شود. مثلاً «علم آمار، پيشگويي بر اساس اعداد و ارقام است»، «آمار به عنوان يك علم، عبارت از مطالعه و بررسي براي مفهوم دادن به داده هاست».

يكي از اهداف علم، پيش بيني و توصيف پيشامدها در دنيايي است كه در آن زندگي مي كنيم. اغلب پديده هاي طبيعي، غير حتمي اند. علم آمار، عمدتاً با وضعيت هايي سر و كار دارد كه در آنها وقوع يك پيشامد به طور حتمي قابل پيش بيني نيست. در حقيقت، كاركرد علم آمار، ارائه استنتاج ها برمبناي اطلاعات ناكامل است. يك تعريف مناسب از آمار چنين است :

«آمار، مجموعه اي از مفاهيم و روش هاست كه در هر زمينه ي پژوهشي، براي گردآوري تعبير اطلاعات مربوط به آن و انجام نتيجه گيري ها، در شرايطي كه عدم حتميت و تغيير وجود دارد، به كار مي رود».

نظريه و روش هاي جديد آماري، از حد ساختن جداول و نمودارها بسيار فراتر رفته است. آمار به عنوان يك ابزار علمي، امروزه شامل مفاهيم و روش هايي است كه در تمام پژوهش هايي كه مستلزم جمع آوري به وسيله ي يك فرآيند آزمايش و مشاهده و انجام استنباط و نتيجه گيري بوسيله ي تجزيه و تحليل داده ها هستند، اهميت بسيار دارند. امروزه نمايش هاي عددي و نموداري به صورت جنبه اي فرعي از علم آمار در آمده اند.

موضوع آمار عبارت است از هنر و علم جمع آوري، تعبير و تجزيه تحليل داده ها و استخراج تعميم هاي منطقي در مورد پديده هاي تحت بررسي. به عبارت ديگر يك آماردان مي تواند بر اساس مجموع اطلاعات عددي و بر مبناي مدل هاي رياضي و مدل هاي نظريه ي احتمال، پيشگويي كند. يعني به ياري اطلاعات گذشته، نحوه ي رفتار يك فرايند را پيش بيني نمايد. از همين رو مي توان گفت كه علم آمار نتيجه گيري از جزئيات و يا رسيدن از جزء به كل است. كار علم آمار كمك به تفكر علمي است و آمار شناس كسي است كه مشاهده مي كند و اطلاعاتي به دست مي آورد و سپس با اطلاعات به دست آمده، اتفاقات و حوادث را پيش بيني مي كند. در يك كلام علم آمار ابزاري جديد، در پيشبرد علوم مبتني بر مشاهده است.

واژه ي آمار از كلمه ي لاتين status سرچشمه گرفته است كه به معناي حالت، وضع يا موقعيت مي باشد. علم آمار همانند هر علم ديگر، در نتيجه ي نيازهاي بشر به وجود آمده است و تاريخي غني دارد، بطوريكه از دوران هاي گذشته تا كنون رشد و تكامل آن ادامه يافته است. سرشماري هاي بسيار ابتدايي كه به هيچ رو با آمار دموگرافي و سرشماري هاي امروزي قابل مقايسه نيست، بناي آمار كنوني را پي ريزي كرده و آغاز نموده است.

آماردان كيست؟

آماردان كسي است كه درگير ارائه راه هايي براي گردآوري داده به طريق صحيح، تعبير و تفسير و معني دادن به داده هاست. به عبارت ديگر آماردان كسي است كه درباره ي روش هاي گردآوري داده ها و استخراج نتايج درباره ي يك جامعه بر اساس داده هايي كه معمولاً از نمونه اي از جامعه به دست آمده است به مطالعه مي پردازد.

آماردان در تمامي مراحل جمع آوري، خلاصه سازي، تجزيه و تحليل داده ها و ارائه گزارش نتايج به دست آمده درگير است.

 

 

سواد آماري، باسواد آماري

سواد آماري يك توانايي و قابليت است :

  • توانايي فكر كردن منتقدانه در مورد استدلال ها يا به كاربردن آمار به عنوان سند يا مدرك
  • قابليت خواندن و تفسيرداده ها و فهم آنچه كه خوانده مي شود.
  • توانايي فهم و تفسير آمارهايي كه هر فرد در زندگي روزمره با آنها سروكار دارد.
  • توانايي استفاده ي صحيح از آمار توسط همه ي افراد جامعه

سواد آماري بر تصميم گيري ها با استفاده از آمار به عنوان سند و مدرك متمركز شده است. همانگونه كه سواد خواندن و نوشتن بر استفاده از كلمات به عنوان مدرك متمركز شده است.

سواد آماري بيشتر در مورد سؤالات است تا جوابها. سواد آماري جواب هاي زيادي ندارد اما مي تواند كمك كند تا سؤالات بهتري پرسش شود و در نتيجه تصميم ها و قضاوت هاي بهتري صورت گيرد.

سواد آماري يك هنر است، هنر تصميم گرفتن و قضاوت كردن تحت شرايط نامطمئن. با سواد آماري كسي است كه قادر باشد تفاوت بين رابطه ي معمولي و رابطه علت ومعلولي را از يكديگر تشخيص دهد. او كسي است كه وقتي با جملاتي همانند جملات زير روبرو مي شود، درست يا غلط بودن جمله ي دوم را مدركي مستند براي درست يا غلط بودن جمله سوم نداند :

جمله اول- افرادي كه وزن بيشتري دارند بلندقدتر از افرادي هستند كه وزن كمتري دارند.

جمله دوم- وزن يك رابطه مثبت با قد دارد.

جمله سوم- اگرشما وزن بيشتري بدست آوريد. انتظار مي رود كه قدتان نيز بلندتر شود.

واضح است كه براي بزرگسالان جمله ي سوم غلط است اما نمي توان نتيجه گرفت كه اگر جمله ي سوم غلط باشد آنگاه جمله ي دوم نيز غلط خواهد بود. درستي جمله ي دوم مدركي است براي درستي جمله ي سوم، اما درستي جمله ي دوم براي اثبات درستي جمله سوم كافي نيست.

باسواد آماري كسي است كه قادر باشد تفاوت بين عبارت نسبت دادني را از عبارت نسبت داده شده تشخيص دهد. با سواد آماري كسي است كه فرق آماري كه بر اساس نمونه به دست آمده را از پارامتر جمعيت تشخيص دهد. با سواد آماري كسي است كه بتواند برداشت درستي از درصدها، ميزان ها و نرخ ها داشته باشد.

رشته ي آمار در دانشگاه

آمار يكي از شاخه هاي مهم علوم و ابزار مهمي در تحقيقات علمي، فني، اقتصادي و... است. در اكثر علوم كاربرد دارد و قدرت و كيفيت استنباط آماري مردم، مديران، برنامه ريزان، مسئولان و مجريان مملكتي را بالاتر مي برد. اين رشته درهمه ي زمينه هاي فني، پزشكي، كشاورزي و علوم اجتماعي كاربرد وسيع دارد و اكثر سازمان ها و دواير دولتي و خصوصي از اين رشته استفاده مي كنند. قدرت تجزيه تحليل از جمله شرايط موفقيت در اين رشته است.

تاريخچه

در ابتدا آمار به عنوان يك هنر و علم حكومت داري مطرح بوده و اولين استادان اين علم دانشمندان و كارگزاران علوم سياسي قلمداد مي شدند. گرچه علم آمار يكي از اختراعات مهم قرن بيستم به شمار مي آيد، مبناي آن يعني نظريه ي احتمال توسط پاسكال و فرما در قرن 17 پايه ريزي شد. البته پيش از آن «كاردان» و «گاليله» در قرن 16 به چنين مسائلي پرداخته بودند.

در تحقيقات علمي بيش از همه، اين فكر كه آمار در قرن هفدهم به خود شكل يك علم گرفته، طرفدار پيدا كرده است. در اواسط قرن هفدهم در انگلستان يك جريان علمي پديد آمد كه نام «حساب سياسي» به خود گرفت. اين جريان علمي را ويليام پتي و جان گرانت آغاز كردند. اين دانشمندان در بررسي هاي خود از مشخص كننده هاي آمار همچون كميت هاي نسبي و متوسط استفاده مي كردند. همزمان با ظهور اين مكتب، در آلمان مكتب «آمار توصيفي» يا «دولت شناسي» توسعه يافت. ظهور اين علم به سال هاي 1660 مربوط مي گردد. دانشمندان اين مكتب سعي وافر داشتند كه به طور همه جانبه اي با استفاده از اعداد، دولت ها و كشورها را تشريح و تفسير كنند. بين دانشمندان دولت شناس، بيش از همه «آخن وال» استاد دروس حقوق بين الملل و آمار در دانشگاه گوتينگن جلب نظر مي كند. بعضي از آماردانان آخن وال را پدر علم آمار مي دا نند. البته از بنيان گذاران علم آمار، قبل از ديگران مي توان از «كتله»نام برد.

معاني آمار

 از واژه آمار سه معني مي توان برداشت كرد :

  1. اطلاعات عددي : مجموعه اعدادي كه به روش خاصي از جامعه ي تحت مطالعه، جمع آوري و به صورت جدول و نمودار يا شاخه هاي عددي ارائه مي شود.
  2. تئوري اعداد : منظور اصول و قواعد رياضي و احتمال براي ساختن فرمول ها و محاسبه ي پارامترهاست.
  3. روش هاي آماري : روش هايي كه در جمع آوري، تنظيم و تجزيه و تحليل و تفسير اطلاعات عددي سخن مي گويد.

توانايي هاي لازم براي دانشجوي آمار

در يك نظر خواهي كه از 12 استاد و 132 دانشجوي آمار دانشگاه هاي كشور انجام گرفته است، 10استاد و 99 دانشجو، قوي بودن در علم رياضي را براي موفقيت در رشته ي آمار ضروري دانسته اند.چون مباحثي كه در علم آمار مطرح مي شود با رياضيات ارتباط تنگاتنگي دارد و در واقع علم آمار يكي از شاخه هاي مهم از علم رياضيات است. بنابراين دانشجوي آمار بايد در درس رياضي قوي باشد و ابتكار وتوانايي تجزيه و تحليل مسائل رياضي را داشته و به آموزش و يادگيري علوم كامپيوتر علاقه مند باشد.

 

 

ارتباط آمار با ساير رشته ها

كاربرد روش هاي آماري در قلمروهاي گوناگوني از علوم انساني و علوم مهندسي، رشته هاي علمي جديدي پديد آورده است كه در ارتباط متقابل با آمار هستند نظير آمار زيستي، روانسنجي، آمار مهندسي، آمار بازرگاني، اقتصاد سنجي و جمعيت شناسي. هنمچنين در علوم سياسي و هواشناسي و محيط شناسي نقش عمده اي ايفا مي كند.

وظيفه ي اوليه ي آمار، كه صرفاً جمع آوري و نمايش داده ها بوده كاملاً تغيير كرده است و نقش جديد آن، فراهم آوردن ابزارهايي تحليلي است كه با استفاده از آنها بتوان داده ها را به طور مؤثر جمع آوري كرد و از آنها معاني لازم را بيرون كشيده و تفسير نمود با استفاده از مفاهيم و روش هاي آماري مي توان از روي نمونه، نتيجه گيري هاي معتبري در مورد جامعه به عمل آورد علم آمار در تمام آن دسته از فعاليت هاي بشري كه در آنها، اثبات ادعاها و طبقه بندي اطلاعات مبتني بر شواهد تجربي است، كاربرد دارد.

نقش آمار در زندگي امروز

پي بردن به امور از طريق گردآوري و تعبير داده ها، منحصر به پژوهشگران حرفه اي نيست.اين امر در زندگي روزمره ي همه ي مردم كه مي كوشند آگاهانه يا ناآگاهانه، مسائلي را درباره ي جامعه، شرايط زندگي، محيط زندگي خود و كل دنيا درك كنند، معمول است.

براي اطلاع از وضع بيكاري، آلودگي ناشي از ضايعات، اثر يك مسكن در رفع بيماري و ساير مسائل مورد علاقه در زندگي روزمره، اطلاعات و ارقام را جمع آوري و آنها را تفسير مي نماييم.

 امروزه روش هاي آماري در حكومت هاي دموكراسي جديد نقش مهمي دارند. اگر نمايندگان انتخابي مردم بتوانند تمايلات متوكلانشان را بااستفاده از روش هاي نمونه گيري مناسب به طور سريع معلوم كنند، بهتر مي توانند سياست عمومي كشور را در جهت رعايت خواسته هاي مردم تنظيم كنند.

در عصر حاضر آمار و اطلاعات دقيق و به روز از جمله ابزارهاي مهم برنامه ريزي و سياست گذاري و سنجش سياست هاي اتخاذ شده به شمار مي آيد. بنابراين تهيه و تدوين اينگونه اطلاعات قابل اعتماد، بخشي از فعاليت هاي ضروري و مهم سازمان ها تلقي مي شود.

مديران و سرمايه گذاران، با تكيه بر آمارها مي كوشند در اكثر برنامه ريزي ها و تصميم گيري ها از خطا اجتناب كرده و از هزينه ها بكاهند. بررسي ها نشان مي دهد كه تنها با اتكا برآمار معتبر مي توان از منابع و زمان به درستي استفاده كرد و فعاليت ها و سياست ها را در جهت تحقق اهداف پي ريزي و هدايت نمود.

درس هاي رشته آمار در طول تحصيل

دروس پايه

رياضي عمومي 1                       رياضي عمومي 2                      آمار واحتمال

مباني جامعه شناسي                مباني جمعيت شناسي              مباني اقتصاد

روش هاي آماري

دروس تخصصي

رياضي براي آمار                        جبر خطي براي آمار                    آناليز رياضي

مباني كامپيوتر و برنامه نويسي      احتمال و كاربرد آن                     آمار رياضي 1

آماررياضي 2                             روش ها ي ناپارامتري                 رگرسيون

طرح آزمايش ها 1                      طرح آزمايش ها 2                     روش هاي نمونه گيري 1

فرآيندهاي تصادفي                     سري هاي زماني زبان تخصصي 

روش هاي پيشرفته آماري            كنترل كيفيت آماري                    روشهای چندمتغیری گسسته

محاسبات آماري با كامپيوتر            روش هاي چند متغييري پيوسته 

پروژه كارشناسي

دروس اختياري

شبيه سازي                              تحقيق در عمليات                    نظريه بازي ها

قابليت اعتماد                             نظريه اطلاع                           نظريه تصميم

نظريه فازي                                نظريه بازي ها                         روش هاي نمونه گيري2

منابع

مباني آمار رياضي، تأ ليف دكتر پارسيان

مباني احتمال، تأليف شلدون راس

http://daneshamari.blogfa.ir

http://www.stattAllir.com

معرفي رشته هاي دانشگاهي، تأليف سازمان سنجش

آمار چيست؟، سيد جمال مير كمالي

معرفي رشته ي تحصيلي آمار، سيد جمال مير كمالي

http://www.hums.ac.ir

http://pnustatistics.blogfa.com

http://fa.wikipedia.org

نشريه دانشجويي برازش/ سال دوم شماره ي دوم/ آذرماه 86

با تشكر از خانم آزادي فرد به خاطر نقاشي هاي قشنگ و پرمعناشون.


 

آيا پدر دانش آمار ايران را مي شناسيد؟

پدر آمار ايران



دكتر عباسقلي خواجه نوري در 4 تيرماه 1294 پا به عرصه وجود نهادند. پدرشان كاظم خواجه نوري (اعظم الملك) و مادرشان عفت الملوك خواجه نوري بودند.

دكتر خواجه نوري پس از طي دوره هاي ابتدايي و متوسطه وارد دانشكدة‌كشاورزي كرج شده و در سال 1316 در رشته مهندسي كشاورزي از اين دانشكده فارغ التحصيل شدند. پس از طي دوره سربازي به انجام كارهاي پژوهشي در زمينه كشاورزي پرداختند. ايشان مدتي به عنوان مؤسسه اصلاح و ازدياد بذر و نهال و گل خدمت كردند و همچنين معلم زراعت دانشسراي كشاورزي بودند. سپس مدتي نيز رئيس اداره آمار و جيره وزارت دارايي و رئيس اداره آمار كشاورزي و اجتماعي سازمان برنامه و همينطور رئيس اداره آمار اداره آمار شناسي بودند.

دكتر خواجه نوري براي ادامه تحصيل به آمريكا رفتند و در سال 1331 از دانشگاه كاروليناي شمالي در جه كارشناسي ارشد آمار را دريافت كردند. بعد از آن عازم فرانسه شدند و در سال 1334 از دانشگاه علوم پاريس موفق به دريافت درجه دكتراي آمار شدند. ايشان مدتي در كشور يوگسلاوي مشغول به تدريس آمار شدند و سپس در سال 1336 به دعوت مهندس عطايي براي دانشياري آمار و تحقيق در دانشكده كشاورزي به ايران بازگشتند و پس از 5 سال تدريس به مقام استادي رسيدند و در سال 1358 بازنشسته شدند. ايشان علاوه بر تدريس مسئوليتهاي زير را نيز بر عهده داشتند :

مشاور سازمان بيمه هاي اجتماعي و وزارت كار، مشاور سازمان آمار عمومي،‌عضو هيئت اجرايي آزمون شناسي،‌رئيس و استاد مؤسسه آموزش عالي آمار.

ايشان پس از بازنشستگي از دانشگاه تهران در دانشگاه تربيت مدرس آمار عمومي و همينطور مكانيزاسيون اقتصاد وزارت كشاورزي را تدريس مي كردند.

ايشان در دانشگاه تهران و ساير مؤسسات آموزشي دروس زير را تدريس مي نمودند :

روشهاي مقدماتي آمار، روشهاي آمار گيري نمونه اي، اقتصاد رياضي (اكونومتري)، جامعه سنجي (سوسيومتري)، روانسنجي (پيسيكومتري)، جبر ماتريس، آمار رياضي و تعدادي دروس مشابه ديگر در سطحهاي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري اشتغال داشتند.

از دكتر خواجه نوري دو فرزند به نامهاي زهرا و كاظم به يادگار مانده است. ايشان در 30 فروردين 1362 پس از سالها تدريس و تحقيق در سن 65 سالگي بر اثر سكته مغزي به رحمت ايزدي پيوستند.

روحشان شاد و مزارشان نوراني باد.

توضیح عکس استفاده شده : این عکس طرحی است به نام «آ+مار» که همان معنی آمار را می دهد. تئوری این طرح را اعضای انجمن دادند و من نیز کار گرافیکی آن را انجام دادم.